محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
118
خلاصة الحكمة ( فارسى )
دوايى كه بكُشد به سبب كيفيت مزاجيه دواى سمى است نه سم و يا از فساد اخلاط رطوبات و فضول و ارواح بدن باشد به سوى كيفيتى غريب سمى به سببى از اسباب و يا از فساد و عفونت هوا باشد به سوى كيفيتى غريب سمى كه محدث و با و طاعون و ساير امراض و اعراض حادثه از سميت شوند ، اعم از آن كه آن دوايى كه رفع سميت مىكند مفرد باشد يا مركب . و بعض اطبا ترياق را مخصوص داشتهاند به مركباتى كه اين عمل كنند و اما مفرداتى كه اين عمل كنند ، پس آن را فادزهر نامند و اين وضع ثالث است . و بعضى استعمال ترياق را بر هر دوايى كنند كه آن را به خاصيت نفعى عظيم سريع قوى باشد اعم از آن كه نفع آن از براى سموم باشد يا غير سموم از آنچه ضرر به افعال بدن رساند . و بدان كه چون اطلاق كرده شود لفظ ترياق ، مىخواهند از آن ترياق افاعى را كه مركب و مخترع آن اندروماخس اول است به جهت آن كه هرگاه لفظ عام مطلق مذكور شود ، مىگردد منصرف به سوى فرد كامل و كامل تر از ترياق افاعى ترياقى ، بلكه نزد يونانيين مركبى نيست مثل آن و لهذا آن را ترياق اكبر و ترياق كبير نيز نامند به سبب بزرگى و بسيارى منفعت و خاصيت اين مركب و ترياق فاروق نيز نامند به سبب آن كه مىباشد اين مركب فاروق ميان موت و حيات ، و يا آن كه فاروق است ميان سم و طبيعت انسانيه در وقتى كه استعمال كرده شود به جهت سموم يا گزيدن جانوران سمى ، و يا آن كه فاروق است ميان صحت تام و مرض قوى به خاصيت و صورت . و مىنامند آن را هادى براى آن كه هدايت مىكند طبيعت را به سوى صحت و غاليس نيز نامند براى آن كه مسخن هيجان سموم و امراض قتاله است ، و منقذ نيز نامند براى آن كه رهاننده است از سموم مهلكه و مانند آنها . و گاه مىنامند آن را به مخلص اكبر براى آن كه مىرهاند بدن را از آفات عظيمه و به مفيد حيات و به حافظ صحت ، جهت آن كه چون دفع غائله سم كرد گويا حيات بخشيد و حفظ نمود صحت را . صاحب قاموس گفته كه مركِّب اين ترياق ماغثيس است و تمام كرد آن را اندروماخس و زياده كرد لحوم افاعى بر آن و ناميد آن را ترياق فاروق . شيخ داود در تذكره آورده كه تركيب كرده آن را اندروماخس قديم و تكميل تركيب آن نمود اندروماخس ثانى بعد از يك هزار و يك صد و پنجاه سال .